تبلیغات
والمستشهدین بین یدیه - جاهلیت مدرن
جمعه 3 تیر 1390  03:39 ب.ظ    ویرایش: جمعه 3 تیر 1390 03:41 ب.ظ
توسط:
نوع مطلب: تحلیلی ،

  نخستین کاری که جاهلیّت می‌کند این است كه انسان را به نفس خود در مقابل خدای متعال دعوت می‌کند. حقیقت ولایت حقّه، حیات طیّبه و نور چیزی جز دعوت به سرچشمة حقیقت و حضرت حق نیست. این ولایت انسان را از خود عبور می‌دهد و به خدای متعال می‌رساند. جاهلیّت اولیای طاغوت، کارشان این است که انسان را به استکبار علی الله دعوت می‌کنند. در حدیث عقل و جهل آمده است:  «إِنّ اللهَ جَلَّ ثناوُهُ خَلَق العقلَ... فَقالَ له: أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ؛27خداوند والا مرتبه عقل را آفرید، سپس به او گفت: پیش بیا، پیش آمد، سپس به او گفته شد، برگرد، برگشت.» به جهل گفتند: «ثُمَّ خَلق الجَهلَ... فقالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَلَمْ یُقْبِلْ فَقَالَ لَهُ اسْتَكْبَرْتَ فَلَعَنَه؛28 سپس جهل... را آفرید پس به او گفت: برگرد، پس برگشت، سپس به او گفت: پیش بیا، ولی پیش نیامد، پس به او گفته شد، استكبار ورزیدی و خدا او را لعنت كرد.»  او اطاعت نمی‌کند، کارش استکبار است و خدای متعال به او گفت: «اسْتَكْبَرْتَ فَلَعَنَه»‏ کارش هم در ارتباط با استکبار است. پس انسان را به استکبار علی الله؛ یعنی توجّه به خود، دعوت می‌كند، برای خود کبریایی و عزّت قائل می‌شود. به نظرم همة این موارد در خطبة «قاصعة» امیرمؤمنان، علی(ع) توضیح داده شده است که بیان حقیقت توحید و نسبتش با ولایت است؛ نسبت ولایت و توحید را در آنجا توضیح می‌دهد. نقطة مقابل آن، ولایت ابلیس است که بحث ضلال است. بنابراین، اتّفاقی که در دوران جاهلی می‌افتد این است که اولیای طاغوت ما را به خود دعوت می‌کنند. وقتی به خود دعوت کردند، استکبار علی الله اتّفاق می‌افتد، خدای متعال ما را از محیط رحمت و ولایت خودش دور می‌کند. محیط رحمت، محیط ولایت معصوم(ع) است. چنان كه فرمود:؟ «وَ مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً‌لِّلْعَالَمِینَ؛29 و تو را جز رحمتى براى جهانیان نفرستادیم.» وقتی خدای متعال در مقابل خودش استکبار ببیند، ما را از محیط رحمتش بیرون می‌کند. وقتی از محیط ولایت الله بیرون رفتیم، آن وقت آن محیط دیگر ولایت اولیای طاغوت می‌شود. شاخصة اصلی جاهلیّت در دعوت به خود است؛ استکبار علی الله. این استکبار، اشکال مختلفی پیدا می‌کند، می‌تواند در قالب امانیسم پیچیدة قرن بیست و یکم باشد، می‌تواند در قالب انانیّت نفس دوران جاهلیّت عرب باشد، هیچ فرقی نمی‌کند؛ یعنی جاهلیّت مدرن اروپایی با جاهلیّت کهنة جزیرة العرب، از این جهت که اساس هر دو بر پایة تفرعن است و هر دو تحت ولایت اولیای طاغوت شکل می‌گیرند، هیچ فرقی ندارند. هر دو بستر گسترش صفات رذیله، التذاذ و ابتهاج به نفس و خود پرستی است؛ البتّه دعوت توسعه پیدا می‌کند، شرح صدر در كفر پیدا می‌شود، مدنیّتِ پیچیده، درست می‌شود و جامعة مدنی و الزاماتش درست می‌شود. الزامات شهروندی مدرن، به معنی خروج از جاهلیّت نیست؛ همه‌اش دعوت به خود است، دعوت به دنیا و حیات فانی است و چیز دیگری در آن نیست. همة اینها ریشه‌اش دعوت به استکبار علی الله است. پس شاخصة اصلی جاهلیّت، استكبار و شاخصة اصلی  خروج از جاهلیّت، سجده در مقابل خدای متعال است. رسیدن به مقام توحید که هم حیات طیّبه، هم ولایت و هم نور و هدایت است، جز به ولایت امام و ولایت الله واقع نمی‌شود و خروج از توحید هم به ولایت اولیای طاغوت است،که انسان را دعوت به استکبار می‌کند. این همان میدان جهاد اکبر است که معصوم(ع) ما را دعوت به عبودیّت می‌کند، که حیات طیّبه، نور، روح، راحتی، فضل، فلاح، رضوان و همه چیز در آن هست و ابلیس و اولیای طاغوت هم ما را به استکبار علی الله دعوت می‌کنند. وقتی استکبار علی الله واقع شد، مستکبران را دور هم جمع می‌کنند، امام المستکبرین آنان را سرپرستی می‌کند، تمدّن و مدنیّت پیچیده می‌سازند، امّا این به معنای خروج از جاهلیّت نیست؛ یعنی خود پرستی، چه در قالب‌های ساده اعمال شود، چه در ساختارهای پیچیدة مدرن، بت پرستی است.

   


نظرات()  
vclkni
شنبه 26 شهریور 1390 11:55 ق.ظ
سلام.متن خیلی خوبی بود
با اجازه گذاشتم تو وبلاگم..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

والمستشهدین بین یدیه

همه آمدایم تا.....به سوی او رویم......